میثم تو از نهایت ابهام جاده می آیی  

 

حقیقت ما را آزاد خواهد کرد .این حجاب ها هستند که بر ما حکومت می کنند .

نه عشق ها کامل آزادانه هستند نه نفرت ها کاملا برده .میثم بگو که آیا انسان تماما از روی اختیار عاشق می شود و ازدواج می کند یا تا حدودی آزاد است  ؟؟؟ کمبود ها و شرایط فرهنگی انسانها چقدر سهیم است در عشق ورزی؟؟.میثم با این مثال می گوید که ما در زمستان یک پالتو می پوشیم .آیا این پالتو را آزادانه بر تن کردیم ؟؟ مسلما بله آزادانه .اما اگر آزاد بودیم چرا در تابستان بر تن نکردیم  ؟؟؟ می گویید که هوا گرم بود .قبول می کنم .اما عزیزان می شود این استدلال را کرد که ما در زمستان مجبور می شویم که آزادانه پالتو بر تن کنیم  ؟؟؟ .ما پالتو را آزادانه بر تن می کنیم اما پیش از آن محیط ما را مجبور می کند .پس این آزادی نمی تواند از اراده ی تمام و کمال ما باشد .ازدواج و عشق نیز چنین مفاهیمی هستند .ما آزادانه عاشق می شویم و کسی را بر می گزینیم اما چقدر محیط و داشته ها و نداشته های ما ما را مجبور به این کار می کنند که البته مثل پوشیدن پالتو از آن لذت می بریم .اما میثم معتقد است انسان به خاطر پاره ای از جبر زمانه و کمبود ها عاشق می شود .بسته به جایگاه  نوع ازدواج و انتخاب متفاوت است .مهم نیست که کیستیم یا چقدر خوشبختیم یا چقدر عشقی عاقلانه داریم مهم این است که همه این مسائل به مانند اجباری ایست که بر ما روا داشته می شود توسط زمانه .اما ماهیت عاشق شدن همان اجباری است که ما را به پوشیدن پالتو وا می دارد .محیط یک سری مسائل را بر ما بدیهی می کند بعد آن می کنیم که محیط بتواند ما را در بر بگیرد .این فعل تماما در ضمیر ناخودآگاه انسان است . آزادی نیز به مانند سکس مبهم است .عشق و انتخاب ها همین گونه هستند .آنگاه ما با چه تئوری از عاشق شدن اینگونه می گوییم ؟؟؟؟؟ انسانی که آزاد نیست نه عشقش نه نفرتش ارزش چندانی ندارد .نه کفرش نه ایمانش نیز همین طور .اغلب انسانها آزادی را نمی خواهند تا جوابی هم ندهند .آزادی مسئولیت می آورد.میثم می گوید که اول باید برای آزادی جنگید بعد عاشق شد و ایمان آورد . آنگاه می توان گفت که نازنینم با لمس دستانت ایمان می آورم که در این دنیا چیزی لطیف تر از برگ گل نیز هست .میثم خواهد گفت عشق چیست تا معشوق تنها برای معشوق باشد آنگاه به عشقی ارزشمند خواهیم رسید .نازنینم تو را تنها برای تو می خواهم ای که وجودت مقدس است و بی همتا .میثم .