آرام در آغوشم بگیر نازنینم .اشک ریخته ام راه رفته ام و تب دارم .

 

بر نیامد از  تمنای لبت  کامم  هنوز               سر به سودایت سپردم نیست آرامم هنوز

امروز آمار بازدید کننده های وبلاگم از ۱۴۰۰۰ رد شد .دوستی گفت چه احساسی داری میثم از این همه مخاطب از این همه پیام های عاشقانه ای که برات میاد .گفتم وبلاگها دلنوشته هستند اما مطالب من خون دل نوشته هستن .کوچیک بودم اما عشق خودش می دونست آیین بزرگ کردنم رو .باز گفتم وقتی عاشق شدم فقط از نترسیدن ترسیدم اما شاید بزرگ شدم ولی تازگی ها یاد گرفتم هر چی وسعت پیدا می کنی تنها تر میشی آخه چرا ؟؟؟ گفت که چرا عاشقش شدی گفتم عشق دلیل نداره علت هایی تو رو در بر می گیرن و دل رو می بازی بعد باید به دنبال دلیلی بگردی .باز گفت میثم خیلی زود آمار وبلاگت این قدر شده این شاید تو دنیا یه رکورد باشه باز هم احساسی از شور نداری ؟؟؟ گفتم واقعیت اینه که راست باختن و پاک باختن  هستش که من رو داره بزرگ می کنه .اما هر چی جلو تر می رم آشفته تر میشم .عشق من مثل دریا می مونه که وقتی می ری توش هر چی جلو تر که میری شناختی در کار نیست تنها حیرت زده می شی از این عظمت و باز جلو تر که میری باز اونقدر مغلوب میشی که غرقت میکنه . رسیدن  بهش تنها شگفتی و رهایی و بی وزنی می یاره میتونی توش شنا کنی اما اگه هم غرق بشی در وجودش آروم می گیری دوست دارم یه روز تو دریا غرق بشم که مثل قلب عزیزترینم بزرگ هستش و شبیه ترین .مثل اون صد سرباز می مونه که گفتند در این مرداب بپرید تا آزاد بشین و هر کس اون تکه چوب رو آورد آزاده .همه پریدن اما فقط یک دونه چوب بود اما همه آزاد شدن .مهم این بود که دل رو ببازن .عاشق آزادی بودن و پریدن همین پریدن مهمه .اصلا رسیدن یعنی قدم تو جاده گذاشتن مقصد همین رفتن هستش .مهم اینه که از هر طرف که باشی همیشه صفایی باشه .نازنینم عاشقانه به عشق تو می نازم تا ابد.یه روز گفتم که اگه  بوسه ای بدی توبه می کنم که دیگه از این خطاها نکنم اما عزیزم بوسه که دادی وقتی لبت از لبم بلند شد توبه کردم که دیگه هیچ وقت توبه ی بیجا نکنم عشق هنری است ورزیدنی .باید ورزید و مهارتش سر سپردگی برای توست زیباترین دختر دنیا ..سر سپرده ی تو مه نازم .میثم