به نام پدر 

     وحشتی ندارم ز تنگی آغوش گور خود         این حس  مادرانه ی خاک  است مادرم

به نام سکوت سمانه .به نام آه سمانه .به نام غم سمانه .به نام بغض سمانه .به نام اشک سمانه. به نام آن قلبی که بی ریا دوست داشت .به نام آن صدایی که عاشقش بودم .به نام آهی که نکشید .به نام دردی از دوری که دیدم .به نام غمی که بی انتهاست .به نام قدمی که خسته نمی شد .به نام کسی که بالا می رود .به نام فاتح معراج قلب مادر .به نام نماز مادر .به نام ایمان مادر .به نام پارچه های سیاه .به نام اشک های سمانه .به نام غم برادر .به نام انتظار من .به نام اندوه مادر .به نام همیشگی ترین ..به نام سکوت سمانه .به نام هق هق سمانه .به نام چشمان زیبای مادر .به نام لباس سفیدت .به نام بوسیدنت .به نام دلتنگی ها .به نام اشک ریختن ها . .به نام باور نکردن ها .به نام پرواز روحت .به نام در آغوش گرفتن سمانه .به نام مادر این انصاف نبود .به نام سفری بی پایان .به نام جاده های قاتل .به نام خون پاکت .به نام درد برادر ..به نام خدایا چرا ؟؟.به نام بابا بیدار شو .به نام لبخند تو . به نام حلواهای تلخ . .به نام شفای تو .به نام معجزه ای که خدا نکرد . .به نام هستیم .به نام عاشق ترین .به نام معنای وجودم .به نام مهربان ترین .به نام دارنده دست های گرم و نوازشگر .به نام صاحب آن نگاه عاشقانه .به نام زیبای تو .به نام نامی تو پدر .در بالای انشای خود از این پس خواهم نوشت به نام پدر . چو هر خبر که شنیدم رهی به حیرت داشت                از این سپس منو رندی و وضع بی خبری

 

خدایا از تو نمی خواهم که پدر را رحمت کنی که اگه به خاطر این فراق عدالت تو زیر سوال برود اما هیچ وقت در  قداست پدرم تردیدی نبود .پدر خدا را رحمت کن .پدر یعنی همه چیز وقتی که روح پدرم عروج کرد روزها گذشت تا دانستم چه شده است .پدر یک اندیشه است . دوست داشتم پدر بود تنها نگاهم می کرد نه بیشتر .پدر خود عشق است . پدر یعنی هستی .پدر عاشقانه تو را می بینم و نخواهم پذیرفت رفتنت را که همیشه خواهی بود .پدر دستان با محبت تو را می خواهم .پدر یعنی روح و روانم .کاش در باز می شد و باز قامت زیبایت را می دیدم که وارد می شود .مادر تو بگو پدرم باز خواهد گشت نه ؟؟؟ پدر یعنی پدر .