بهشت من آغوش توست نازنینم .
هدف غایی انسان از زندگی چیست؟؟ آیا اعتقاد به جهانی دیگر است که به انسان امید و هدف می دهد ؟؟ اگر با مرگ انسان همه چیز تمام شود باید چگونه اندیشید و زندگی کرد ؟؟ کسی از آن جهان نیامده است و تجربیاتی که انسانهایی که مردند و زنده شدند بیان می کنند تنها قدرت ذهن انسان را اثبات نمی کند؟؟؟ اگر تنها تردید کنیم که بعد از مرگ همه چیز تمام میشود به چه ابزارهایی می شود مسلط شد برای ادامه زندگی ؟؟.اگر خدایی نباشد اگر آخرتی نباشد تنها عشق است که می تواند نیرو و انگیزه ای باشد برای انسان تا خود را برای فدا شدن در راه آن آماده کند و به زندگی هویت بخشد .پوچی دنیا و مرگ می تواند دلیلی باشد برای اینکه این عمر کوتاه را برای رضای معشوقی خرج کنیم که عاشقانه رستگاری را رضایت او می بینیم .تنها چیزی که زیباست نگاه معشوق است نگاهی که برای آن قیمتی نمی توان نعیین کرد .یک عاشق خود را فدای معشوق می کند پس چه فرقی می کند که بعد از مرگ چه خواهد شد ؟؟ چه اهمیتی دارد که خدایی هست یا آخرتی ؟؟ تنها بوسیدن لبهای معشوق است که هدف و لذت واقعی انسان خواهد شد .عاشق اهمیتی به کوتاهی زندگی انسان نمی دهد زیرا همه چیز را در معشوق و رضایت او می بیند و می کوشد از این دنیای فانی استفاده کند تا معشوق بهترین لذت ها را کسب کند .این هدفی است که فنا شدن و مرگ را بسی شیرین می سازد .در راه معشوق قدم برداشتن انگیزه ای به انسان می دهد که حرکتی در او ایجاد می کند که هیچ پاداش اخروی برای هیچ عملی نمی تواند آن را ایجاد کند .نازنینم عاشقانه تو را می پرستم و تنها آغوش تو را بهشت برین خود می دانم تنها هدف من از زندگی آرامش خاطر توست .چه فرقی می کند که بعد از مرگ چه خواهد شد چیزی که اهمیت دارد تنها لبخند توست و می کوشم تا از این زندگی تنها در جهت رضایت و خواست تو بهره ببرم .تنها معشوق است که انگیزه ای به انسان می دهد تا از این دنیای واقعا فانی بیشترین لذت ها را برد .به امید وصال برای تمام عشاق عالم .