سلام به  دریاییان . مقاله ای برای آنانکه حضی از حقیقت را می جویند . حقیقتی که بیانگر چالشها و تعارضات جامعه ی کنونی ماست  .



بررسی و تحلیل مفید ,   تنها مختص اموری است  که  قابل  پیش بینی  و برنامه ریزی هستند اما همواره در همه ی زمانها  مفاهیمی هستند  که ساده انگارانه  ,آنچنان بدیهی  می نمایند  که  گویی نهایتی از شناخت و دانش گواهی به  حقانیتشان می دهد . اما  با  نگاهی از فرارو استنباط  می شود  که  کمتر نگرش  صحیحی  نسبت به آن وجود دارد . همواره مفاهیمی  در زندگی  ,ما را در بر گرفته که بینش و آموزه های ما در کمال و نقصان آنها مستقیما اثر گذار است . آزادی و جامعه ی سالم از آن جمله اند . همچنین ازدواج و نگاهی آسیب شناسانه به  امور عقلی و حسی .

امروزه در جامعه ی کنونی ما ازدواجها بیش از اینکه فرصتی باشند برای تجلی کمال جوانان مجالی هستند برای تجربه کردن . تجربه ای که اغلب مجانی نخواهد بود و گاهی بهای سنگینی به همراه دارد . در صورتی که ابتدا باید به کمالی نسبی رسید بعد  قدم بعدی را برداشت نه اینکه  ساده لوحانه  ساختن  یک زندگی سالم را به پس از شکل گیری آن  معوق کرد . این گفتمان ما را به این چنین پرتگاهی در جامعه ی فعلی رسانده . در صورت نبود شرایط آگاهی رسانی چه جایگزین مناسب و اخلاق مداری را توصیه می کنیم ؟؟؟ در صورت عدم درک کافی جوانان پیش از ازدواج  نیمکت های زوج نشین پارک ها  را خطری تهدید نمی کند ؟؟؟  آموزش های ما کدامند ؟؟؟ آیا با نگاهی غافلانه و سنتی می شود  به پیچیدگی های زندگی زناشویی پاسخ داد ؟؟؟ آمارها نشان میدهد که دانش و آگاهی اجتماعی کمرنگ تر از آن است که انتظار می رود . اما باید بررسی کرد چرایی ها را . دادگاه های خانواده  و آمار صعودی طلاق و بالا رفتن سن ازدواج  را  گواهی کدام حقایق می دانیم ؟؟؟؟

؟؟؟  درک جوانان از شریک جنسی, و معنوی چیست ؟؟؟ می شود اعتراف کرد که نسل فعلی که امروزه تصمیم به ازدواج می گیرد اغلب در نبرد با  چالشهای جنسی است  ؟؟؟؟ 

با رجوع  به  آمارهایی  که توسط رسانه ها  منتشر می شود می بینیم  که  نزدیک به  شصد وهفت درصد  طلاق ها به دلیل نارضایتی های آمیزشی بوده نه نا رسایی های آمیزشی . این  نارضایتی چگونه ایجاد می شود ؟؟؟  چه  باید کرد  جز با رها ساختن  افراد به  مرتبه ای  ورای آن پیش از ازدواج ؟؟؟؟ رفتن  به ورای ساختن زندگی بر امور غریضی و حسی که از بزرگترین  چالشهای  ماست  چگونه  امکان پذیر است  ؟؟؟  فرزند آوری را چگونه  دریافته ایم ؟؟؟   

اینجانب  معتقدم  که  نسل حاظر درک عمیقی  نسبت  به  آنچه  مزدوج شدن می پندارد ندارد . متاسفانه با نگاهی به اکثریت  ,در میابیم که بحرانهای ناشی از وسواسهای جنسی و عدم شناخت آن  ,در انتخاب همسر سهمی بسزا  دارد و اینجاست  که  گرایش های جنسی را نباید  دستکم  گرفت  و بیان داشت  که  اگر دایره انتخاب انسان به دلیل مرتبه ی اجتماعی محدود باشد  ,می توان گفت که انتخاب های او نیز محدود می شوند . در حالی که  کسانی که  بدون  وجود عقده های جنسی و روانی به انتخاب می رسند  چون  برطرف شدن هیجان ها الویت  نداشته  و جذابیتهای شخصیتی  و تفاهم حقیقی حاکم بوده  هرگز از عشقشان  کاسته نمی شود . اما اغلب  بعد از  برطرف  شدن  نیازها  چه  زن و چه مرد  به  نقطه ای می رسند که این موج است که آنها را خواهد برد . عشقشان به احترام تبدیل خواهد شد که این نوع  در ازدواج ها به  کرات  قابل مشاهده  است در حالی که ازدواج حقیقی انسان را بیدار خواهد کرد . به انسان هدف و ثبات می دهد . عشق  حقیقی  چشمان انسان را باز خواهد کرد  و ما را به خود آگاهی خواهد رساند  که در چه جایگاهی  ایستاده ایم . اکثر جامعه ی ما جوانان هستند اگر نتوانند نگرشی آزاد اندیشانه  به جهان خارج و وجود خود داشته  باشند چگونه می توانند آزاد شوند از تعارض ها  ؟؟؟؟  تقریبا اکثر جوانان جامعه ی ما آزادی در سکس و روابط رو ملاکی برای آزادی می بینند . نگاهی که تنها حقارت انسان رو به نمایش می گذاره  . حال آموزش های اساسی  ما  که از دوران کودکی باید آغاز شود در کجا تجلی یافته  ؟؟؟  تا چه  زمان  باید در کوچه و خیابان به ورای غرائض رفتن فکر کرد ؟؟؟  این خود بحرانی عظیمتر نیست ؟؟؟ عدم پذیرش یعنی اسارت در آن و در حالی که با درک کامل می شود به ورای آن رفت . انسانها اگر می خواهند با همسر خود لذتی  بی پایان  داشته باشند  باید ابتدا از هیجان های غریضی بگذرند تا به علاقه برسند که در آن هنگام است که این افراد بعد از ازدواج جذب دیگران نخواهند شد و دوم اینکه دلیل این جذب نشدن لذتی است که همیشه از همسر خود می برد . در حالی که گرایش به غیر همسر بزرگترین نشانه ی شکست ما برای رها ساختن جامعه از بی اخلاقی هاست . این گرایش حتی در ذهن اگر باشد  و پیشتر نرود باز مرتبه ای ننگین است . اما این رها از شهوت شدن است که این چنین عشق و زندگی را می سازد و از بی اخلاقی ها می کاهد . اما برای ظهور این رهایی چه کرده ایم  ؟؟؟؟؟؟

 

در صورت شکست در ازدواج  بعد از جدایی و طلاق زنان به چه میزان  در معرض  پایمال شدن حقوقشان  قرار می گیرند ؟؟؟  نگاه  جامعه  وعرف  فارغ  از ملاحظات  قانونی نسبت  به حقوق زنان به چه میزان  مترقی و پاسخگوست ؟؟؟  آیا نگاهی که عرف و اجتماع  به زنان مطلقه دارند نگاهی واپسگرایانه  نیست ؟؟؟  حقوقی که زن را مستقل می سازد  و نوعی از ایمنی به همراه  دارد در جداییها و زندگی بعد از آن کدامند ؟؟؟ غایبند یا  نادیدنی ؟؟؟  ازدواج مجدد برای زنان نسبت به مردان در چه شرایطی محیا خواهد شد ؟؟؟  اگر آسیب پذیری زنان را بعد از شکست در ازدواج بسیار بسیار بیشتر از مردان بدانیم  که اینگونه  نیزهست  پس نباید آن اولین انتخاب را آخرین انتخاب شمرد  ؟؟؟ آیا می شود  گفت  که اغلب زنان برای نجات خود از یک منجلاب نا خواسته  تن به آن می دهند ؟؟؟ این منجلاب در بطن حتی جامعه ی روشنفکری ما چرا هنوز قدرتمند است ؟؟؟  آینده ی فرزندان چند رقمی توضیح داده می شود ؟؟؟  در حالی که تنها  پیش بینی از نگاه پیش رویمان امکان آن است . این نگاه آیا وجود دارد  ؟؟؟؟ آیا  می شود  گفت  به جای مانع تراشی برای طلاق باید  برای ازدواج مانع تراشی کرد ؟ ؟؟؟؟ تا کسانی به آن دست پیدا کنند  که اندکی  شناخت را در دستانشان  بیابند ؟؟؟  اما  به  چه میزان  فرهنگ و شرایط  کنونی برای آنان  که صلاحیتشان احراز نمی شود سازنده است ؟؟؟؟؟  فرزندانی که خواهند آمد در میان این بی اخلاقی ها گناهشان را کدامین والدین خواهند شست ؟؟؟؟ اینگونه ارتباط  بسیار نزدیک در بین جوانان پیش از ازدواج خود پاسخی غلط به پرسشی غلط نبوده ؟؟؟  حال که عمومیت دارد چه ؟؟؟

 

هدف از زندگی چیست و چرا این انتخاب ؟؟؟ ما باید برای رسیدن به ازدواج موفق به ابزارهای عقلانی مسلط شویم تا احساسات به حاشیه رانده شوند و باید ایمان آورد که هر چه بیشتر غریضه ی جنسی را درک کنیم از آن آزاد تر خواهیم  شد . این درک با رعایت اخلاق و قواعد ارزشی امکان پذیر است . تنها باید کاری کرد و عاقلانه دست عاقلان و دلسوزان هر چند ساختارشکن را باز گذاشت . باید طبیعت انسان را آنگونه که هست بررسی کرد نه آنگونه که می خواهیم . به فرزندانی بیاندیشیم  که  زاییده ای میان این بحرانها هستند . 

 

در انتها متذکر می شوم در کوتاه ترین حالت ممکن سعی در بیان بنیادی ترین چالشهای ممکن بودم . و امیدوارم شاید لطف خدا شامل حال اینجانب شود و موفق به انتشار کتابی شوم که سالهاست برای آن کوشیده ام . حرف های بسیار مانده اما در مجالی دیگر اگر باشد . یادمان باشد ازدواج کوشش فعال برای بسط خوشبختی معشوق است  که از استعداد عشق ورزیدن ما سر چشمه می گیرد و بزرگترین محک عشق پایداری آن در جدایی است و اشتیاقی روز افزون برای رسیدن به مرتبه ای روحانی و آسمانی .

پاییز 92  ایران