سلام می کنم به همه ی دریاییان
مولا علی می فرمایند وقتی که حقیقت از آسمان پایین آمد اگر با باطل نمی آمیخت هیچ کس از پذیرش حق و رد باطل تردید نمی کرد.
نیچه ی فیلسوف می گوید انسان تنها حیوانی است که حوصله اش سر می رود .چه زیبا گفت.
دیگر هراس صید شدن نیست در دلم
بالاتر است از این همه کار کبوترم
می گویند تو آبروی روشن فکری و آزادی خواهی را برده ای .می گویند اگر این آزاد اندیشی است ما آن را نمی خواهیم.اما گلشیفته جان قرن هاست که به نام خدا و انسان و بهشت و آزادی چه مرد ها که سر نبردیم چه زن ها که سینه هایشان را ندریدیم چه قلب ها که نشکستیم.ای دختر زیبای ایرانی من نیز مانند تو عکسهایی منتشر کردم اما فرصتی نیافتم که بگویم چرا ؟؟؟ واقعا چرا ؟؟؟ آیا این از نهایت هرزگی ماست یا چیز دیگری؟؟؟؟؟؟ همیشه انسانها اسیر ارزش هایی هستند که به نام آنها خود را بهشتی و جهنمی می دانند . اما کدام جهنم کدامین بهشت ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ بهشت انسان بودن است. انسانهایی که راهنمای راست می زنند و به چپ می پیچند با کدام تئوری حقیقت را شناخته اند. همه ی تعاریف ما از انسانیت غلط است .اما ما باید به دنبال بهترین غلط باشیم . اما کدامین اعتماد کدامین عشق کدامین راه صراط شما را اینگونه حقیر کرده ؟؟؟؟ نامردان لباس مردانگی و زنان لباس نجابت را جامه ای زرین می دانند که اگر از تن در آمد انسانیت نیز مرده است پس شما که آن را در اندیشه و تنهاییتان بی پروا می درید از شرافت نگویید از انسانیت و نجابت نگویید.بگذار مرد نباشیم بگذار زن نباشیم بگذار نجیب نباشیم بگذار هرزه باشیم بگذار عریان و برهنه باشیم اما رهایمان کنید .بگذارید برهنه باشیم از همه ی قضاوت ها از همه ی شب گردی های پنهان .از همه ی دو رویی ها از همه ی مرگ بر دیگری ها از همه ی آلودگی ها از همه ی تعارض ها.گلشیفته جان آنهایی که به خیال خود خیلی می فهمند می گویند شما بها را به بهانه فروختید و نامردان و نازنان را سپری کردید تا آسوده خاطر بمانید و بلغزید اما ما چیز دیگری می گوییم. باید از نو عالمی ساخت و از نو آدمی .گلشیفته جان تو نیز مانند من گفتی که ما برهنه هستیم تا بگوییم خدا را نشناخته اند .انسانیتی که با برهنگی برود همان بهتر که نباشد. شرافتی که با پوششی ننگین باقیست اما انسان را سردرگم نا آزموده های تلخ می کند چه ارزشی دارد.؟؟؟ ای کاش مجالی بود که بنویسم تا همیشه .اما در پایان بگویم که عکس های برهنه ی ما اعتراضی بود به نجابت های دروغین به مردانگی های عنکبوتی و به صراط های مستقیم.برهنگی ی ما اعتراضی است به همه ی تعاریفی که از حقیقت می دهند اعتراضی به شرافت و نجابتی که نفس های آخرش را می کشد و فریاد کنان می گرید و بر زمین چنگ می زند. خدایا ما را از گمراهان قرار بده زیرا از اسیری و دروغ و پلیدی و ریا بیزاریم( آمین یا رب الغافلین)
به نام خدای فهم
زهرا امیر ابراهیمی رسول مهر من (بازیگر سریال نرگس)
زاهد از رندی حافظ نکند فهم چه شد دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند
عاشقان بودند که دنیا را ساختند وگرنه عاقلان همیشه آهسته می رفتند .
تو را پاک می دانم پاکدامن تر از سوره کوثر . سال روز بعثت تو را جشن گرفته ام .هفته وحدت سالروز عروج توست زهرا جان نه دیگری. مبارک باشد بر ما. می خواهم بگویم آنچه از تو آموختم و آنچه دیگران نیا موخته اند .تو را پیامبری می دانم که یاد دادی آزادگی و انسانیت را .آیندگان از تو خواهند گفت بی تردید. اما ما چه کردیم ؟؟ آیا واقعا تو را باید سرزنش کرد یا آفرین گفت به تو که مردانه تر از همه نامردان ایران زمین ایستادی تا بگویی از آزادی و حقوق انسان. آیا واقعا سکس جنایت است ؟؟؟؟ خواندم که بیشتر از بیست کشور به تو پیشنهاد اقامت و پناهندگی دادند و تو رندانه نپذیرفتی تا بگویی که می مانی و دفاع خواهی کرد از شرافت انسان. بگویی که بی گناهی شاید که آن عاشق تو به این بینش دست یابد و مغلوب قلوب تاریک نشود. بگویی که مظلوم تر از آن دختر کبریت فروشی هستی که خواندن داستانش چشمان این نامحرمان را خیس می کند. زهرا جان به یاد کشیشی می افتم که گفت وقتی نازی های آلمان کمونیست ها را گرفتند هیچ نگفتم زیرا کمونیست نبودم .وقتی که یهودی ها را کشتند هیچ نگفتم زیرا یهودی نبودم .وقتی کاتولیک ها را گرفتند باز هیچ نگفتم زیرا کاتولیک نبودم اما وقتی مرا گرفتند دیگر کسی نمانده بود تا اعتراض کند .این سرنوشت انسان های غافل دوران ماست. زهرا جان هرگز فراموش نخواهم کرد آن نمایشگاه عکسی که بعد از آن اتفاق برگذار کردی چگونه در مقابل آن سخنان از زن و حقوق زنان گفتی .خود را فدای واژه زن کردی. زهرا جان پیامبر رحمت تو هستی. تو آبروی زن هستی .تویی که یاد دادی چگونه باید ایستاد و مبارزه را زهرا وارتر از فاطمه زهرا نشان دادی. تو الگوی زنان عالم هستی ای ام المومنین.ایرانیان که آیین آنان آنان را به اندیشه هایی مرتکب می سازد که پس از قرن ها عبادت این چنین با تعارض تو را نفی می کنند و چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند چه می کردند اگر جای تو بودند؟؟؟.می توانستند شجاعانه به زندگی در میان این آدمیان ادامه دهند؟؟؟ می توانستند نروند و بمانند؟؟؟؟ اعتراف می کنم من خود شهامت تو را نداشتم . آزادگی را از تو باید آموخت .نصیب توست بهشت زهرای اطهر برو که مستحق کرامت گناهکارانند. تو را با تمام وجود درک کردم و غبطه می خورم به پاکیت .پاکدامنی به آزادگی است نه در قید و بند اسیرانه خفتن . زهرا جان واقعا تو را فرستاده ای می دانم که آمده ای که این هم عصران را را بیدار کنی .رسالت تو را مقدس می دانم مقدس تر از سوره کوثر .هنر تو را قدر می دانم . در حالی که در اوج شکوفاییت تو را ندیدند یا بهتر بگویم انسانیت را ندیدند. تو هستی که ظهور کرده ای . زیر پرچم بی گناهیت اندیشیدن افتخار هر مسلمانی است .آیا باز باید منتظر منجی بود ؟؟؟ مگر تو با حظور نورانیت که آغشته بود به شجاعت و شهامت به آدمیان نشان ندادی که حظورت همان ظهور منجی است.؟؟؟ اخلاق تو را باید پاس داشت که بسیار آموختم که چگونه از حقوق انسانی خود دفاع کنم .چگونه آزاد بی اندیشم .چگونه بی ریا بمانم و زندگی را با زیباییش لمس کنم.با دیدن این آدمیان ایمان می آورم که انسانها از نسل میمون ها هستند وگرنه نمی توانستند این چنین غیر انسانی رفتار کنند. مگر خدا روح خود را در ما ندمید پس چه شد ؟؟؟؟؟ چه آمده است بر سر ما ؟؟؟ زهرا جان ای مطهره. تو زمزم تر از هر آبی. آرزو دارم به آن کس که دوست داری و معشوق خود می دانیدش دست یابی .به امید روزی که آزادگی تنها میراث ما باشد برای آیندگان (آمین یا رب الغافلین).
آرشیو وبلاگ را از انتها بررسی کنید تا به مطالب دیگر دسترسی پیدا کنید.